شيخ حسين انصاريان

234

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

كردندى و اسلاف تو را دوست داشتندى ، با تو مبرّت و احسان كردندى . اگر اين اختيار از سر جهل و نادانى كرده‌اى تمام‌تر از اين جهل نمىباشد و اگر دانسته و متعمّداً ارتكاب اين مخاطره كرده‌اى ، خود را به دست خويش در ورطهء هلاك انداخته و به پاى خود به گورستان آمده‌اى ! علويان چون اين سخن بشنيدند هر يك به نظر عداوت و چشم حقارت در وى نگريستند و خواستند كه قصد او كنند ، داعى بانگ بر ايشان زد و گفت : ساكت باشيد و مپنداريد كه كشتن او قصاص خون حضرت سيّدالشهداء عليه السلام خواهد بود ، او را چه جرم است در اين مسأله ؟ خداى تعالى حرام كرده است كه كسى را به جرم كس ديگر مؤاخذت كنند چنان كه فرمود : وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ اخْرى » « 1 » و هيچ بردارندهء بار گناهى بار گناه ديگرى را به دوش خود بر نمىدارد . واللَّه اگر كسى متعرض او شود آن كس را قصاص كنم . پس گفت : بشنويد حكايتى و آن را در كارها اسوه و دستور خويش سازيد . پدر من با من حكايت كرد و از پدر خود روايت فرمود كه ابومنصور ، حاكم عبّاسى ، آن سال كه به حج رفته بود گوهرى قيمتى بر وى عرضه داشتند كه مثل آن نديده بود و از آن تعجّب نمود . بعد از آن به او گفتند كه محمد بن هشام بن عبدالملك گوهرى از اين بهتر و پرقيمت‌تر و فاخرتر دارد . منصور ربيع حاجب را گفت تا محمد بن هشام بن عبدالملك را طلب كند و آن گوهر را از او بستاند . پسر هشام هم بعد از اين واقعه پنهان شد . منصور گفت : فردا كه در مسجدالحرام من نماز جمعه گزارم تو بگو تا همه درها را فرو بندند و قفل بر نهند و معتمدان و ثقات را بر آن درها موكّل گردان و بعد از آن يك در بگشاى و خود بر آن در بنشين و بايد هيچ كس از آن در بيرون نرود الّا آن كه

--> ( 1 ) - اسراء ( 17 ) : 15 .